مسئولیت پذیری تعریف و مفاهیم -دیدگاه روان شناسان

 مسئولیت پذیری تعریف و مفاهیم

مسئولیت پذیری در فرهنگ نامه ی دهخدا به معنی" ضمان ، تعهد ضمانت ، مواظبت به اموری کردن ، متعهد بودن "آمده است.

مطهری مسئولیت پذیری را شامل سه عنصرمی داند:

1-بشر دوستی : انسان برخوردار از ایمان در قبال همه افراد بشر احساس مسئولیت دارد.

2-عنصر عشق : که مقدمه ی همزیستی پر از لطف در روح انسان است و مقدمه ی یگانگی و وصول به حقیقتی عالی تر از افق انسان است.

3-آزادی : انسان باید آزاد باشد تا به کمالات خود برسد. حتی به تعبیری خودش باید خودش را انتخاب کند پس انسان آزاد و مختار است و در مقابل این آزادی مسئولیت دارد و باید بین مسئولیت و اختیار یک توازنی باشد(مطهری به نقل از علی آبادی ، 1382).

زنگویی(1370)، مسئولیت پذیری را چنین تعریف کرده است:

انسان به فراخور توان و استعداد خود در جهت سامان بخشیدن به نابسامانی های جامعه از خویش مایه گذارد و به صورت خستگی ناپذیری تلاش و از خود گذشتگی نماید. از نظر او احساس مسئولیت شامل مولفه های عزت نفس ، تقوی ، بهبود وضعیت ، انضباط و شناخت ارزش های حاکم بر جامعه است.

گلن[1] در سال(1988) مسئولیت پذیری را توانایی محاسبه دقیق محدودیت ها و عواقب موقعیت های خاص ، امتیازات ، آزادی ها ، تحلیل علل ، عوامل موثر در موقعیت و سازگاری متناسب رفتار های شخصی می داند. وی معتقد است احساس مسئولیت نوعی احساس عملی در به کار گیری توانایی ها و کوشش برای تطابق و سازگاری با مردم است (قربانی واقعی1384).

کلمز و بین مسئولیت را از لحاظ لغوی به معنی "توانایی پاسخ دادن و در عرف عام به مفهوم تصمیم گیری مناسب و موثر "دانسته اند . منظور آنها از تصمیم گیری مناسب ، آن است که فرد در چهارچوب هنجارهای اجتماعی و انتظاراتی که از او می رود ، دست به انتخابی بزند که سبب ایجاد روابط انسانی مثبت ، موفقیت ، افزایش ایمنی و آسایش خاطر وی شود. منظور ازپاسخ موثر پاسخی است که فرد را قادر می سازد تا به هدفهایی که باعث تقویت عزت نفسش می شود دست یابد(کلمز و بین[2] ،ترجمه علی پور،1385).

 بدلی[3] در تعریف مسئولیت پذیری می گوید : مسئولیت پذیری فردی و شخصی به این معنا است که انسان پاسخگوی رفتارش که شامل افکار، تصمیمات ، انتخاب ها ، گفته ها و اعمال است ، باشد. به عبارتی معترف مسبب رفتارهایش باشد(بدلی ، 1985، به نقل از سبحانی نژاد ،1379 ).

براندن[4] هم مسئولیت پذیری شخصی یا مسئولیت در قبال خود را پاسخگویی به انتخاب ها و تصمیمات و رفتار خود تعریف می کند(براندن ، ترجمه قراچه داغی ،1384). در تعاریف فوق بدلی و براندن به مسئولیت های شخصی بیشتر توجه داشته اند و اینکه شخص باید بپذیرد مسئولیت رفتارهایش بر عهده ی خودش است. در حالی که در تعاریف دیگر بر هر دو جنبه ی مسئولیت های شخصی و اجتماعی اشاره شده است. مقصود از مسئولیت پذیری بهره گیری از نیروی فکر، منطق و تصمیم آگاهانه برای شناخت وظایف و انجام دقیق آنهاست. البته زمانی که مسئولیت پذیری شخصی باشد نتیجه انجام این عمل بیشتر به شخص و زندگی شخصی او مرتبط است و در مسئولیت پذیری اجتماعی منافع انجام آن متوجه جامعه و عموم مردم خواهد شد(سبحانی نژاد،1379). باتوجه به مفاهیم و تعاریف ذکر شده به طور کلی می توان دریافت که رفتار مسئولانه نه تنها یک رفتار اجتماعی شده است بلکه یک مهارت اجتماعی است که آموخته می شود، در ذهن فرد شکل می گیرد و بر رفتارهای دیگران اثر می گذارد.






مسئولیت پذیری از دیدگاه روان شناسان

دیدگاه آدلر و روانشناسی فردی:

آلفرد آدلر اولین روانکاوی است که بر ماهیت اجتماعی انسان تاکید کرده است .

به عقیده او رفتار در یک زمینه اجتماعی رخ می دهد و انسان مجبور است به ایجاد روابط متقابل بپردازد(شفیع آبادی و ناصری ،1380). انسان اجتماعی به دنیا می آید و به اجتماعی بودن خود علاقه مند است. تماس کودک با عالم خارج در آغاز از طریق مادر و خانواده ، بعد از طریق مدرسه و بالاخره در جامعه با مردم صورت می گیرد. مجموع این تماس ها سبب پرورش حس اجتماعی و آموختن احساس مسئولیت و همکاری می شود. کم کم درجریان زندگی به مصالح اجتماعی و به نوع دوستی می اندیشد (کریمی،1382). آدلر جبرگرا نیست و به آزادی و انتخاب مسئولیت انسان در زندگی معتقد است. به نظر او زندگی فاقد هرگونه معنی ذاتی است و هر کس به شیوه خاص خودش به زندگی معنی می بخشد. در واقع محرک اصلی رفتار بشر هدفها و انتظارات وی از آینده است (شفیع آبادی و ناصری،1380). به نظر آدلریها کسانی که می خواهند از آسیبها رها باشند باید بتوانند فشار مضاعف مسئولیت شخصی و اجتماعی را تحمل کنند. وقتی فرد آگاه شود که خود خلاق او، مسئول تبدیل واقعیت ها عینی به رویدادهای معنی دار است، با مسئولیت برگذیدن هدفهایی مواجه می شود که امکان شکفتن آینده را فراهم می کند. افراد وقتی مسئولیت شکل دهی زندگی خود را می پذیرند باید مسئولیت تاثیر سبک زندگی خود بر جامعه را نیز بپذیرند.(پروچاسکا،ترجمه سید محمدی،1383). مکتب آدلر بر مفاهیم مشارکت ، احساس مسئولیت و همکاری تاکید فراوان دارد. اگر خاطرات اولیه فرد برعدم علاقه اجتماعی و عدم مسئولیت دلالت داشته باشد مشاور آنها را اشتباه قلمداد می کند و به تعبیر و تفسیر آنها می پردازد(شفیع آبادی و ناصری ،1380).

آدلر از 3 تیپ اجتماعی نام می برد:

1-سلطه گر

2-گیرنده

3-اجتناب

این سه تیپ بدون توجه به دیگران رفتار می کنند، برای کنار آمدن با مشکلات روزمره ی زندگی آمادگی لازم را ندارند و فاقد حس همکاری و علاقه اجتماعی هستند. در عوض از تیپ چهارمی به نام تیپ سودمند اجتماعی سخن می گوید که ضمن همکاری با دیگران و عمل کردن طبق نیازهای آنان با مشکلات زندگی کنار می آیند. اینها همان افراد مسئول پذیرند (شولتز،ترجمه سیدمحمدی،1381).

دیدگاه پرز[5] : گشتالت درمانی

فردریک پرز معتقد بود انسان از طریق رشد بالغ می شود و از حمایت محیطی به حمایت شخصی و استقلال نایل   می آید. انسان منفعل و فعل پذیر نیست بلکه یک سازمان دهنده فعال است. به عقیده او اشخاص سالم بدون مداخله     ی نیروهای بیرونی قادر به تنظیم خود هستند و فقط آگاهی از خود می تواند به رشد کمال و شخصیت بیانجامد. ما باید خاسته ها و آرزوهایمان را بشناسیم و بپذیریم. اگردر سراسر زندگی پدر و مادرمان را سرزنش کنیم و آنها را مسئول مشکلاتمان بدانیم ، همچنان خود را کودک می پنداریم نه فرد بالغ که مسئول خویش است. پس باید به خود بگویم : اکنون فردی بالغ و مسئول زندگی خود هستم(شولتس،ترجمه خوشدل ،1385). ما کم کم باید قبول کنیم که هر کاری می کنیم ، با مسئولیت خودمان است. به عنوان فردی بالغ و سالم از توانایی پاسخ دادن ، فکر کردن و واکنش دهی برخوردیم که منحصر به خود ماست، این مسئولیت سنجیده اصولا توانایی بودن آنچه واقعا هستیم است. به قول پرز (1969) مسئولیت صرفا یعنی مشتاقانه بگوییم (من ، منم) و (من همانم که هستم). در آینده زیستن هم برای رشد کامل زیان آور است زیرا خیال پردازی هم بیش از خاطرات گذشته واقعیت ندارد. در اینجا هم مسئولیت زندگی را بر دوش چیزی جز خودمان می اندازیم. این مکان و زمان است که تنها واقعیت موجود است. باید مسئولیت زیستن در هر لحظه و بهره مند شدن از این تجربه ها را بر عهده بگیریم . شخصیت سالم ضمن اینکه در زمان حال زندگی می کند، می تواند برای آینده هم برنامه ریزی کند ولی دوچار اضطراب از اینکه فردا چه خواهد شد نمی شود. (شولتس،ترجمه خوشدل ،1385).در مورد آینده فقط یک هدف اصیل وجود دارد، شکوفا کردن خودمان به صورت انسانهای مسئول وکامل(پرز، به نقل از پروچسکا ،1383). این جوهر نگرش پرز به شخصیت انسان است یعنی تاکید بر مسئولیت شخصی. مسئولیت هدایت زندگی تنها بر عهده خود ماست. نباید از بار این مسئولیت شانه خالی کنیم. (شولتس،ترجمه خوشدل ،1385). به نظر پرز کمبود مسئولیت به وسیله کوشش فرد برای دستکاری محیط به جای هدایت خود آشکارمی شود. او به مسئولیت به عنوان توانایی پاسخ گویی نگاه می کند ، یعنی پاسخ گویی خلاق به محیط.کسی که از مسئولیت فرار می کند تصمیم می گیرد که خودش را به حساب نیاورد(شیلینگ،آرین،1384). پذیرفتن مسئولیت برای اینکه انسانی سالم و پخته باشیم بسیار مهم است علت خودداری افراد از پذیرفتن مسئولیت این است که یا ناز پرورده بارآمده اند یا می ترسند با عدم تایید یا طرد والدین مواجه شوند. پرز اجتناب از مسئولیت را ناشی از اضطراب وجودی و فطری نمی داند، بلکه معتقد است مشکلات تصمیم گیری فقط زمانی روی می دهد که افراد تمرکز نیافته باشند (پروچاسکا،ترجمه سیدمحمدی،1383). گشتالت درمانی مدام بر بالا بردن و گسترش میزان احساس مسئولیت مراجع در قبال رفتارش تاکید می کند، به طوری که یکی از طرح ها ، طرح پذیرش مسئولیت است که در آن از مراجع خواسته می شود برای هر رفتاری اعلام قبول مسئولیت کند. عبارت:  من مسئولیت آن را می پذیرم ، را بیاورد. هدف گشتالت درمانی افزایش آگاهی ، تمرکز و قبول مسئولیت شخصی است(شفیع آبادی و ناصری ،1380).

دیدگاه گلاسر: واقعیت درمانی

به نظر واقعیت درمانگران ، هرانسانی این استعداد را دارد که مسئول یا غیر مسئول باشد اما اینکه به چه شیوه ای رفتار خواهد کرد به تصمیم او بستگی دارد و نه به شرایط موجود. پیدایش نابسامانی را هم نتیجه عدم توانایی فرد در تحقق نیازهایش می داند، مخصوصا دو نیاز اساسی را یعنی مبادله عشق و محبت و احساس ارزشمندی که هر دو در تشکیل هویت نقش عمده ای دارند.کسی بیمار به حساب می آید که نتواند دو نیاز اساسی خود را در حیطه ی واقعیت، پذیرش مسئولیت و تشخیص موارد درست و نادرست ارضا کند(شفیع آبادی و ناصری ،1380). به نظر او گذشته را نمی توان تغییر دارد، گذشته پایان یافته ولی حال و آینده به روی ما گشوده است. اگر مسئولیت اقدامات فعلی مان را بپذیریم می توانیم آنها را تحت کنترل در آوریم. افراد پریشان نمی خواهند مسئولیت بپذیرند و صادقانه با واقعیت مواجهه شوند درصورتی که انسانها برای موفق شدن باید رفتارشان را به صورت مسئولانه قضاوت کنند. اگرآنچه انجام می دهند خودشان یا دیگران را آزار دهد اقدامات آنها غیر مسئولانه است و باید تغییرکنند(پروچاسکا،ترجمه سید محمدی ،1383). گلاسر درباره مسئولیت و رابطه آن با زندگی ، معتقد است که ناخشنودی و افسردگی نتیجه عدم احساس مسئولیت است نه علت آن ، یعنی رفتار غیر مسئولانه افراد باعث بروز اضطراب و ناراحتی روانی است نه اضطراب باعث غیر مسئول بودن(شفیع آبادی و ناصری ،1380). بنابر نظرگلاسر بیمار روانی نامی است برای راهبردهای افراد در نادیده گرفتن یا انکار کردن واقعیت و مسئولیت. نتیجه عدم پذیرش مسئولیت ، فراتر رفتن درمحدودیت های است که در برابر ما قرار دارند (پروچاسکا،ترجمه سیدمحمدی،1383). اگرافراد بیشتر بر تصمیمات خود متکی باشند با احساس مسئولیت بیشتری زندگی می کنند و زندگی موفق تری خواهند داشت (شیلینگ ، آرین ،1384). در واقعیت درمانی تمرکز بر مسئولیت هسته اصلی کار تعلیم و تربیت و رواندرمانی است و پذیرش مسئولیت به مثابه ی نشانه ی بارز سلامت روانی است.در این مکتب مفهوم بیماری روانی مورد استفاده قرار نمی گیرد. اختلالات روانی با رفتار غیر مسئولانه یکی است(شفیع آبادی و ناصری ،1380). گلاسر مسئولیت را به عنوان توانایی فرد برای تامین نیازهایش تعریف می کند ، به گونه ای که دیگران را هم از ارضای نیازهایشان محروم نمی کند(شیلینگ،آرین،1384). هدف اصلی در درمان کمک به افراد است تا احساس مسئولیت کنند و از این طریق هویت موفق را به دست آورند . به نظر گلاسر هویت محصول فرعی عمل مسئولانه است.

دیدگاه فرانکل: وجود گرایان

افراد زیادی به جای اینکه مسئولیت یافتن راه سالم زندگی را بپذیرند وانمود می کند که سایق های زیستی آنها زندگی شان را کنترل می کند. (پروچاسکا،ترجمه سیدمحمدی،1383). ویکتور فرانکل رون نژندی را نتیجه ناتوانی در پیدا کردن معنا و مسئولیت در زندگی می داند، یعنی نبود هدف و احساس تهی بودن. اومی گوید لازمه یافتن معنا ، مسئولیت شخصی است. هیچ کس و هیچ چیز دیگر نمی تواند به ما احساس معنا و مفهوم در زندگی بدهد. این مسئولیت خود ماست که راهمان را پیدا کنیم و باید با احساس مسئولیت ، با شرایط هستی خود روبرو شویم . به اعتقاد او سه عامل جوهر وجود انسان را تشکیل می دهد : معنویت ، آزادی و مسئولیت(شولتس،ترجمه خوشدل ،1385). درباره اهمیت مسئولیت در درمان های وجودی زیاد صحبت شده و اینکه گاهی افراد با اضطراب وجودی مسئول بودن در برابر اینکه چه کسی می خواهد باشد ، مواجهه می شود . هوشیاری و انتخاب از ویژگی های منحصر به فرد انسان است. ما باید از خود روابط و دنیا آگاه باشیم و تصمیمات خود را به رسمیت بشناسیم. تصمیم گرفتن مستلزم آن است که جرات داشته باشیم مسئولیت عمل خود را بپذیریم (پروچاسکا،ترجمه سیدمحمدی،1383). بدین علت فرانکل عقیده دارد که روان نژند واقعی کسی است که پیوسته سعی کند از آگاهی نسبت وظیفه ومسئولیتی که زندگی بر عهده اوگذاشته است بگریزد. از این رو معنا درمانی (لوگوتراپی) بیمار را درجهتی راهنمایی می کند که معنی زندگی خویش را بیابد. معنا درمانی کمتر به گذشته توجه دارد و در عوض توجه بیشتری به آینده ، وظیفه و مسئولیت و معنی و هدفی دارد که فرد باید در زندگی آتی خود را صرف آن کند(فرانکل[6] ترجمه صالحیان و میلانی،1385).

فرانکل پذیرفتن مسئولیت را امری ضروری می داند و قاطعانه به آن تکیه دارد. روش درمانی او این است : چنان زندگی کن که گویی بار دومی است که به دنیا آمده ای و اینک در حال انجام خطاهایی هستی که در زندگی نخست مرتکب شده بودی. هیچ قاعده کلی بهتر از این نمی تواند احساس مسئولیت و حس وظیفه شناسی را در انسان بیدار کند(فرانکل ترجمه صالحیان و میلانی،1385). مسئولیت شخصی مانند آزادی معنوی یکی از ابعاد هستی انسان است. شاید دانستن اینکه ثمره زندگی ما مسئولیت خود ماست ، مبارزه جویانه باشد ولی در دراز مدت سالمتر است و نگرش ما را فراتر می برد. بنابرین مسئولیت می تواند ما را به تحقق بیشتر راه ببرد و استعداد را از قوه به فعل درآورد. شخصیت سالم از دیدگاه فرانکل روی به اهدف آتی دارد، از راه کار ، عشق به دیگران با احساس مسئولیت و آزادی، انتخاب و استقلال، احساس تعهد می کند(شولتس،ترجمه خوشدل ،1385). فرانکل در معنا درمانی سعی دارد بیمار را کاملا از وظیفه مسئولیت پذیری خود آگاه سازد از این رو وظیفه ی خود اوست که انتخاب کند در برابر چه کسی وچه چیزی تا چه حد مسئول است؟ و اینکه در برابر وظیفه ای که زندگی بر عهده اش نهاده پاسخ گوی کیست؟ جامعه یا وجدان خویش؟ اکثرا خود را مسئول و پاسخ گوی خداوند می داند.آنها براین باورند که خداوند این مسئولیت را بر ایشان تعیین کرده است.


[1]-Glenn

[2]-Clemes and Bean

[3]-Bedly

[4]-Branden

[5]-F. Perls

[6]-Viktor Frankel 


/ 0 نظر / 4 بازدید