پایان نامه درباره سازگاری

واژه‌ی سازگاری در لغت‌نامه دهخدا به معنای موفقیت در کار، حسن سلوک و... به کار رفته است. در روانشناسی مفهوم سازگاری از واژه‌ی انطباق در زیست‌شناسی گرفته شده است که یکی از پایه‌های نظریه‌ی تکامل داروین (1985) است و به ساختارهای بیولوژیکی و فرایندهایی که زنده ماندن انواع موجودات را تسهیل می‌کند و لازمه‌ی بقای نوع می‌باشد، ‌اشاره دارد (لازاروس، 1974 ، به نقل از جعفری1392).

برای سازگاری تعاریف متعددی ذکر شده است برخی از این تعاریف عبارتند از: سازگاری به طول کلی، رابطه‌ای است که هر ارگانیسم نسبت به وضع موجود و با محیط خود برقرار می‌سازد. مفهوم ضمنی آن این است که فرد درگیر فرایند مستمر و پرمایه برای ابراز استعدادهای خود، واکنش نسبت به محیط و در عین حال تغییر دادن آن به گونه‌ای موثر و سالم می‌شود (افشار نیاکان،‌).

لازاروس (1961) سازگاری را به عنوان عامل مهم در کاهش تعارضات رایج میان حوزه‌های درونی و بیرونی رفتار آدمی‌معرفی می‌کند. سازگاری را می‌توان بعنوان یک ویژگی شخصیتی و یا معادل ومحصول ترکیبی ازچندویژگی شخصیتی وعوامل اجتماعی، خانوادگی ونظایرآن درنظر گرفت.

کارل راجرز در تعریف سازگاری می‌گوید: منظور از سازگاری،‌انطباق متوالی با تغییرات و ایجاد ارتباط بین خود و محیط است به نحوی که حد اکثر خویشتن‌سازی را همراه با رفاه اجتماعی، ضمن رعایت حقایق خارجی امکان‌پذیر می‌سازد، به این ترتیب سازگاری به معنی همرنگی با جماعت نیست. سازگاری یعنی شناخت این حقیقت که فرد باید هدف­های خود را با توجه به چارچوب­های اجتماعی، فرهنگی تعقیب نماید (عبدی فرد،‌).

(مک دانلد ،1985) می‌گوید: وقتی می‌گوییم فردی سازگار است که پاسخ­هایی که او را به تعامل با محیطش قادر می‌کند. آموخته باشد و به طریق قابل قبول اعضای جامعه‌ی خود رفتار کند تا نیازهای او ارضا شوند یک فرد در یک موقعیت اجتماعی خاص می‌تواند خود را به راه­های گوناگون با آن موقعیت تطبیق دهد یا سازگار کند. (فنونی، 1380).

نیوکاوکپل (1991) بیان می‌کند که سازگاری فرآیندی است در حال رشد شامل توازن بین آن چه افراد می‌خواهند و آن­چه جامعه‌شان می‌پذیرد یا به عبارت دیگر سازگاری فرآیند دو سویه است از یک طرف فرد به صورت موثر با اجتماع تماس برقرارمی‌کند و از طرف دیگر اجتماع نیز ابزارهایی را تدارک می‌بیند که فرد از طریق آن­ها توانایی‌های بالقوه خویش را واقعیت بخشد (فرقدانی، 1383).

(چاپلین،1985) سازگاری را تغییر در فعالیت­ها به منظور فائق آمدن بر موانع و ارضای نیازهای خود تعریف می‌کند. وی سازگاری را نوعی حل مسئله می‌داند که در آن ارگانیسم یا فرد نیازی دارد که نمی‌تواند با روش‌های قبلی برآورده کند. در چنین موقعیت­هایی رفتار تغییر داده می‌شود تا این که پاسخ منجر به ارضا شود. فرد در حالت سازگاری نقش فعال­تری در موقعیت ایفا می‌کند، به همین دلیل سازگاری با مفاهیم سازش، انطباق و هم‌نوایی تفاوت دارد (زارعی و همکاران، 1391).

بنابر تعریف، سازگاری یک ساختار فیزیولوژیکی یا کالبدشناختی، یک فرآیند زیست‌شناختی، یا یک الگوی رفتاری است که در طول تاریخ به بقا و تولید مثل کمک کرده است (ویلسون، 1975). سازگاری از راه انتخاب طبیعی به وجود می‌آید و باید قابل انتقال از راه وراثت باشد (السون و هرگنهان، ترجمه سیف،‌).

در روانشناسی سازگاری فرآیندی کم و بیش آگاهانه فرض می‌شود که بر پایه‌ی آن فرد با محیط اجتماعی، طبیعی، یا فرهنگی انطباق می‌یابد، این انطباق مستلزم آن است که فرد خود را تغییر داده یا این که فعالانه تغییراتی در محیط ایجاد نماید و در نتیجه هماهنگی لازم بین فرد و محیط ایجاد شود (بونکداری و همکاران، 2005).

به طور کلی سازگاری را توانایی آمیزش، انطباق، مصالحه، همکاری و کنار آمدن با خود،‌محیط و دیگران تعریف کرده‌اند (فولادی،‌).در فرایند سازگاری وقتی فرد با یک موقعیت جدید روبرو می‌شود، با مراجعه به طرحواره‌های شناختی موجود در سیستم شناختی و پردازش تجربیات ذخیره شده سعی می‌کند برخورد مناسبی با آن شرایط داشته باشد (بیکر ،1995؛ جاتن کرن و پالمروس ، 2006).

هافمن ( 1977) سازگاری را تغییر دادن پیوسته تلاش­های شناختی و رفتاری برای کنترل فشارهای خاص بیرونی یا درونی که خسته­کننده یا فراتر از توانایی شخصی ارزیابی­شونده می­داند و به زبان ساده­تر سازگاری تلاشی است برای کنترل استرس به شیوه­های موثر(به نقل از حبیبی،1381 ).

پیاژه ( 1970) سازگاری را جنبه برخورد و سازش با محیط، در تعامل بین فرد و محیط می­داند و با توجه به تحولاتی که در فرد و محیط پیرامون وی در طول عمر انسان رخ می­دهد، سازگاری را فرایندی پویا می­دانند ( به نقل از فلسفی نژاد، 1374 ).

(نیوکاوکپل، 1991 ) بیان می­کند که سازگاری فرایندی است در حال رشد شامل توازن بین آنچه افراد می­خواهند و آنچه جامعه­شان می­پذیرد یا به عبارت دیگر سازگاری فرایند دو سویه است از یک طرف فرد به صورت موثر با اجتماع تماس برقرار می­کند و از طرف دیگر اجتماع نیز ابزارهایی را تدارک می­بیند که فرد از طریق آن­ها توانایی­های بالقوه خویش را واقعیت بخشد. (فرقدانی،1383 ).

2-3-2. ملاک‌های سازگاری مطلوب

معیارهای معینی برای ارزیابی کفایت سازگاری یک فرد نسبت به محیط ابداع شده‌اند. برای مثال ویژگی­های زیر برای ارزیابی به عنوان پیشرفت و سازگاری خوب اهمیت زیادی دارند.

1- آسودگی یا آرامش روان‌شناختی[1]: یکی از ضروری‌ترین علائم ناتوانی در سازگاری این است که شخص لحاظ روان‌شناختی به گونه‌ای احساس ناراحتی نماید که ممکن است حالت‌های افسردگی[2]، اضطراب[3]، وسواس فکری[4]، اندیشه مربوط به گناه (احساس گناه) یا ترس از بیماری و... را در بر گیرد. فردی که بتواند از اختلال‌های روانی رها باشد، مطمئناً از سازگار خوبی برخوردار می‌باشد.

2-کارایی شغلی: هر فرد باید برای برخورداری از سازگاری بهنجار در محیط شغلی از کارایی و کفایت لازم برخوردار باشد.

3- پذیرش اجتماعی: بعضی از افراد از نظر اجتماعی مورد پذیرش هستند، یعنی افرادی هستند که دیگران آن­ها را به راحتی می‌پذیرند،‌این گونه افراد در سازگاری موفق‌تر هستند.

4-نشانه‌های جسمانی: یک شخص بهنجار دارای سازگاری خوب باید از نظر جسمانی نیز نسبتاً آرامش نسبی داشته باشد یعنی این که نباید از نشان‌های جسمانی متعدد آزاردهنده رنج بکشد. (شوهان،‌به نقل از فرقدانی، 1383)

تالن[5] (1989) نیز معیارهای زیر را برای سازگاری مطلوب بر می‌شمارد: الف) احساس‌های ذهنی خوب: شخصی که از سازگاری خوبی برخوردار است باید از ترس‌های روان رنجوری و اضطراب رها باشد و از لحاظ روان‌شناختی احساس آسودگی و آرامش فکری داشته باشد.

ب) پیشرفت شخصی و اجتماعی: فرد باید برای سازگاری بهتر توانایی‌های بالقوه خود را برای منفعت شخصی و رفاه جامعه تا جایی که امکان دارد شکوفا کند و از آن­ها به نحو احسن استفاده نماید.

ج) توانایی کار کردن: بر این اساس سازگاری به عملکرد فیزیکی و فعالیت ذهنی مناسب و متناسب با قابلیت‌های فرد اطلاق می‌شود. (فرقدانی، 1383)


[1] . Psychological

[2] . Depression

[3] . Anxiety

[4] . Obsession

[5] . Tallen

/ 0 نظر / 285 بازدید